لینوکس و من

compiz fusion icon روی nerve است!

نویسنده : امین | تاریخ: 1390/06/31

این آقای compiz fusion icon که در پارسیکس وجود داره و مسئول راه اندازی compiz هست، اگر یک آیکن شکیل تر داشت شاید میتونست روی پنل دسکتاپ من به زندگیش ادامه بده. اما با اون آیکن اندازه ی کف دستی که توی پنل ظاهر میشه، تمام ریخت اون ناحیه رو خراب میکنه. اگر ایشون رو از startup برداریم، دیگه کامپیز خان اجرا نمیشه. چاره ی کار اینه که ایشون رو از startup برداریم و به جاش compiz --replase رو بذاریم. به همین سادگی!

کنولوژی Optimus کارت گرافیک های nvidia و لینوکس

نویسنده : امین | تاریخ: 1390/06/19

خب… نتبوک ۱۲۱۵n از تکنولوژی optimus کارتهای گرافیک nvidia استفاده میکنه. این تکنولوژی این امکان رو برامون ایجاد میکنه که کارت گرافیک در حالت هایی که نیازی بهش نیست، خاموش بشه و سیستم فقط با گرافیک های اینتل خود مادربرد کار کنه. این باعث میشه که طول باتری خیلی زیادتر بشه و سیستم هم بیخودی داغ نکنه.

در ویندوز به خاطر اینکه حالا هر چی، این درایور ها آماده اند و کاربر نیازی به سر و کله زدن نداره. و درایورها اتوماتیک بین کارت گرافیک ها سوییچ میشن. اما در لینوکس این درایور ها آماده نیستند و باید یکم تلاش کنیم تا بتونیم از این تکنولوژی استفاده کنیم. یه پروژه ای به نام bumblebee با تلفظ ˈbʌmblbiː در این لینک به ما در این امر کمک میکنه. اما اتوماتیک نمیتونه سوییچ کنه. باید هر وقت خودمون خواستیم یه کار خفن بکنیم، کارت گرافیک nvidia رو روشن کنیم. خب… اگر کاربر اوبونتو هستید، خیلی راحت :

sudo apt-add-repository ppa:mj-casalogic/bumblebee

sudo apt-get update

و بعد بسته های bumblebee , bumblebee ui رو نصب کنید. خودش هر چی لازم باشه دانلود و نصب میکنه. اما در باره توزیع های دیگه من جمله دبیان، در لینکی که در بالا قرار دادم راهنمایی کرده. در حین نصب bumblebee خودش تنظیماتی رو میاره و شما طبق مدل نتبوکتون اون رو پیدا میکنید و یکی از اون ها رو انتخاب میکنید. و خودش قدم به قدم میگه که چه کار کنید. من الان متاسفانه یادم نیست دقیقا بگم. ساده است ولی.

حالا باید از لود شدن درایور های کدباز nvidia که nouveau نام دارند جلوگیری کنیم:

sudo gedit /etc/modprobe.d/blacklist.conf

و عبارت blacklist  nouveau رو به آخرش اضافه کنید و یه بار ریبوت کنید.

اگر تنظیمات رو درست انجام دادید، حالا کارت گرافیک nvidia شما باید خاموش شده باشه. و شما تفاوت رو در صدای فن دستگاه و همچنین طول زمان باتری به طور محسوس خواهید دید. دستور acpi رو وارد کنید تا زمان باتری رو بهتون نشون بده. برنامه bumblebee ui که در منو ها هم اومده، این امکان رو میده که بصورت گرافیکی هر وقت که خواستید nvidia رو روشن کنید.

و اما پارسیکس…! چون پارسیکس عزیز از دبیان هست، بنابراین میریم سراغ debumblebee که باید سورس برنامه رو بگیریم و از روی سورس اون رو نصب کنیم. خب این کار رو کردم ولی متاسفانه در میانه ی راه با خطاهای زیادی روبرو شدم . اول شما این بسته رو نصب کنید. بعد این ها رو از طریق synaptic پیدا و نصب کنید. nvidia-kernel-common , nvidia-kernel,dkms.


یکمی کار پیچیده میشه. قرار نیست از bumblebee استفاده کنیم! چون من در لینوکس کار گرافیکی عجیبی انجام نمیدم، و همین اینتل برام کافیه، تصمیم گرفتم کلا nvidia رو به قولی از مدار خارج کنم. دو تا اسکریپت پیدا کردم که کارت رو روشن و خاموش میکنه. و یه اسکریپت هم وضعیت کارت رو بهمون میگه. بنابراین حالا با دو سه تا دستور، میتونم کارت رو به دلخواه خودم روشن خاموش کنم. چه خوب! از این سایت مدل دستگاهتون رو پیدا کنید! و یه جا نگهش دارید…

حالا این فایل برای خاموش کردن، این فایل برای روشن کردن و این فایل برای اعلام وضعیت رو هم دانلود کنید. فایل خاموش کردن رو با یه ویرایشگر متن باز کنید و خطی که اینو داره پیداش کنید: _SB.PCI0.P0P4.GFX0._DSM  همون طور که میبینید این یه عبارت ویژه است.  (مخصوص ۱۲۱۵n) از توی همون سایتی که گفتم یه جا نگهش دارید عبارت های ویژه ی مدل خودتون رو پیدا کنید و جایگزین این بکنید. و همین طور برای روشن کردن.

حالا با اجرای مثلا disablecard در ترمینال، کارت nvidia بعد از دو سه ثانیه خاموش میشه و شما قشنگ متوجهش میشید. و اگر acpi بگیرید میبینید که باتری در حالت فول شارژ از ۳ ساعت و نیم به ۴:۴۵ میرسه. و این فوق العاده است…

حالا شما برای اینکه این خاموش شدن در هر باری که سیستم بوت میشه اتفاق بیفته باید اون رو به crontab بسپارید! راه ساده و گرافیکیش استفاده از برنامه gnome-schedule هست. این اسکریپت رو مثلا در /usr/bin قرار بدید و با دستور sudo در هنگام بوت برای اجرا شدن تنظیمش کنید. (من کاربر خودم رو مجوز بدون پسورد برای sudo دادم).

خب… با اجرای اسکریپت nvidiastatus هم وضعیت روشن/خاموش بودن کارت بهتون گفته میشه. برای راحتی کار این اسکریپت ها رو در /usr/bin قرار بدید تا با یه دستور ساده sudo disablecard کارت خاموش و با sudo enablecard روشن بشه. و با nvidiastatus وضعیت اعلام بشه.

من گذاشتم به طور پیشفرض خاموش باشه. چون بهش نیاز ندارم. این اسکریپت ها و روش ها منبع مشخصی نداشتند که بخوام ذکر کنم. در اینترنت بصورت تکه تکه وجود دارند.

cpu scaling و دبیان

نویسنده : امین | تاریخ: 1390/06/19

اگه cpu دستگاه شما قابلیت کار کردن در فرکانس های مختلفی رو داشته باشه، میتونید از این برای کم کردن مصرف برق و باتری استفاده کنید. اگر یک لینوکس دبیانی مثل اوبونتو یا پارسیکس یا خود دبیان رو ریخته باشید، یا مثل آدم cpu شما رو میشناسه یا اینکه باید بهش بفهمونیم!

اول برای اینکه بفهمیم cpu شناخته شده یا نع، از این دستور استفاده میکنیم:

cpufreq-info

اگر اطلاعاتی بهتون داد که معلوم میشه فهمیده. و میتونید با اضافه کردن یک applet به پنل گنوم فرکانس های cpu رو تغییر بدید.

اما اگه دیدید نفهمیده، این بسته ها رو نصب کنید:

sudo apt-get install cpufrequtils sysfsutils

حالا مدل cpu خودتون رو از این طریق بدست بیارید:

cat /proc/cpuinfo | grep “model name”

خب. حالا که فهمیدیم مدل cpu چیه، طبق اون باید درایور رو در کرنل load کنیم. باید با دستور sudo modprobe درایور مورد نظر رو لود کنیم. این لیست درایور ها برای cpu های مختلف:

AMD K6 processors : powernow_k6
AMD K7 processors (Athlon, Duron, Sempron 32 bits) : powernow_k7
AMD K8 processors (Athlon 64, Turion 64, Sempron 64, Opteron 64) : powernow_k8

Pentium 4, Celeron D, Pentium D, Celeron M : p4_clockmod
Pentium M, Core Duo, Core 2 Duo : speedstep_centrino

generic driver : acpi_cpufreq اگر نمیدونید مدل شما چیه از این استفاده کنید.

پس این دستور رو میزنیم. برای من p4_clockmod هست:

sudo modprobe p4_clockmod

حالا اگه cpufreq-info بگیریم قشنگ میگه cpu ما چه فرکانسی الان داره و …

برای دائمی کردن این تنظیم، این دستور رو اجرا میکنیم تا ماژول cpu ما در کرنل قرار بگیره و موقع بوت هم لود بشه:

echo p4_clockmod | sudo tee -a /etc/modules

همین!

البته برای اینکه governor های مختلف رو برای cpu فعال کنید به این جا مراجعه کنید تا توضیحات بیشتری ببینید.

quick search در پکیج منیجر پارسیکس

نویسنده : امین | تاریخ: 1390/06/18

اگر بعد از نصب پارسیکس رائول متوجه شدید که در synaptic package manager در قسمت quick search نوشته no apt-xapian index found میتونید بسته ی apt-xapian-index رو نصب کنید و بعد این دستور رو اجرا کنید: sudo update-apt-xapian-index . البته با sudo در پارسیکس آشنا هستید دیگه؟!

حالا راحت میتونید quick search کنید

نتبوک asus 1215n و لینوکس

نویسنده : امین | تاریخ: 1390/06/17

یه نتبوک asus 1215n خریدم. بی درنگ تصمیم به نصب یک توزیع لینوکس گرفتم. از اونجایی که این نتبوک درایو cd یا dvd نداره، باید همه ی عملیات از روی فلش مموری انجام میشد. این که چطوری موفق به نصب لینوکس از طریق usb شدم رو بعدا مینویسم. میخوام الان مقایسه ای کنم از سه توزیعی که نصب کردم:

اوبونتو ۱۱٫۰۴ : نصبش کردم. به سرعت بوت / خاموش میشد. خاموش شدن در حد ۵ ثانیه! اوبونتو به صورت لایو از روی usb بدون هیچ مشکلی بالا اومد و نصب شد. درایور کارت گرافیک اینتل و درایور های کدباز nvidia رو روی خودش داره. که اینتل ها باعث شدن compiz به طور پیش فرض کار کنه. و این عالیه. اما compiz به نظر یکم کند میاد. ولی میشه یجور باهاش کنار اومد. unity رو غیر فعال میکنم و با همون gnome میام. خوبه. مشکلی نداره. همه چیز کار میکنه. کلید Fn هم برای همه ی کلید های ردیف بالا و کلید های مدیا کار میکنه. سیستم بدون مشکل suspend و resume میشه…

مدتی باهاش کار میکنم که متوجه ایرادات نابخشودنی ای میشم! تاچ پد در اوبونتو در حین کار کردن یهو قاطی میکنه و عمل کردش رو از دست میده. به طوری که برای درست کردنش مجبور میشم چندین بار دکمه ی left رو فشار بدم. و این هر چند دقیقه تکرار میشه و بسیار اعصاب خورد کنه. مجبور میشم با ماوس کار کنم. اشکال دوم: بعد از resume کردن از suspend پورت های usb3 از کار می افتند. و اگه ماوس در اون ها باشه باید درش بیارم و به usb2 وصلش کنم. این حالت تا زمانی که سیستم ریبوت نشده \ابرجا میمونه. برای هر دو مشکل سرچ کردم اما به راه حل مناسبی برنخوردم.

اوبونتو ۱۰ نسخه lts : بسیار درب و داغون! کلید های fn تعدادی کار نمی کنند. و حتی lan رو هم نشناخت که من وصل شم به اینترنت.

دبیان ۶: از بالایی بدتر! کلید های fn همون مشکل رو دارند. سیستم اصلا ریبوت نمیشه! این طوریه که وقتی restart میکنید بدون اینکه سیستم خاموش/روشن بشه سیستم عامل از نو شروع به کار میکنه و این اصلا پذیرفته نیست! کانکشن اینترنت هم مدام قطع میشه. و از یه لحظه به بعد دیگه کانکت نمیشه!!!

بنابراین رفتم سراغ پارسیکس خودمون. نسخه ۳٫۷ یعنی رائول. این هم درایور های کارت گرافیک رو داره. کلید های fn به خوبی کار میکنند. مشکلی با resume ندارم. یعنی پورت های usb3 از کار نمی افتند. تاچ پد هم فعلا مشکلی نداره. کانشکن هم ثابته. restart هم میشه. compiz هم کند نیست. بنابراین فعلا با پارسیکس زندگی خواهم کرد.

در تجربه ای که در pc دارم در کل پارسیکس رو پایدارتر از اوبونتو دیدم. و دبیان رو خیلی خام! یعنی برای آماده کردن دبیان باید خیلی وقت بذاریم که ما نداریم! الان نزدیک یک سال میشه که روی pc پارسیکس نصبه و آخ هم نگفته. (هر چند بیخیال آپدیتش شدم).

در ابتدای امر یک سری ایراداتی در پارسیکس روی نتبوک دیدم که فعلا این ها هستند:

سیستم به صورت لایو از طریق safe mode video فقط بالا میاد. (به خاطر اشکالی که درایور های کدباز nvidia در این نتبوک ایجاد میکنند) ولی بعد از نصب، مثل آدم بالا میاد!

tap در تاچ پد غیر فعاله و باید خودمون بریم فعالش کنیم.

window manager پیشفرض compiz نیست و metacity میباشه!

در حالت live نور صفحه کم و زیاد نمیشه. اما بعد از نصب مشکلی وجود نداره.

متشکرم از تیم توسعه پارسیکس… فعلا همینا.

sudo در پارسیکس

نویسنده : امین | تاریخ: 1389/02/7

نمیدونم چرا توسعه دهندگان پارسیکس از sudo مثل سایر توازیع (!) مثل اوبنتو استفاده نمی کنن. خیلی کار ها رو راحت تر میکنه خب! برای اینکه کاربر مورد نظرتون رو بهش اجازه بدید از sudo استفاده کنه، در ترمینال پارسیکس تایپ کنید su و بعد که پسوردتون رو زدید این رو اجرا کنید:

sudo visudo

حالا زیر خط root    ALL=(ALL) ALL اضافه کنید:

usernamEshoma    ALL=(ALL) ALL

حالا میتونید save کنید. اما برای اینکه در اجرای sudo از شما پسورد خواسته نشه، این خط رو هم باید اضافه کنید:

usernamEshoma    ALL = NOPASSWD: ALL

که این از نظر امنیتی (!) میتونه خطر ناک باشه. اما واسه من که خطری نداره. برای اعمال این تغییر یک restart لازم است.

پارسیکس در کنار ویندوز

نویسنده : امین | تاریخ: 1388/12/17

سلام.پارسیکس رو برای یکی از استادهام توی دانشگاه نصب کردم. در کنار ویندوز. اما بعد از این که گراب اومد، گزینه ویندوز رو ندیدم.

برای اینکه گزینه ویندوز رو به منوی گراب اضافه کنیم، در ترمینال بزنید:

os-prober
update-grub2

با اینکار به طور خودکار سیستم عامل های دیگه پیدا میشن و به منوی گراب اضافه میشن. این گراب ۲ هست و فایل منو نداره که بخوایم ویرایشش کنیم. باید بگردم ببینم به جای فایل منو چه چیزی وجود داره!

پارسیکس را دریابید

نویسنده : امین | تاریخ: 1388/12/1

سلام… پارسیکس گنو/لینوکس ۳ رو نصب کردم… محشر است… (البته برای من، شاید برای کس دیگری نباشد!) والله این سیستم عامل میتونه جای اوبونتو رو توی دنیا بگیره. آخه چرا این قدر گوشه افتاده پارسیکس؟! اوبونتو دسکتاپ پیش پارسیکس باید بیاد لنگ پهن کنه بگه نوکر داداشمون هم هستیم…

نصب در سه سوت. بوت شدن در سه سوت. خاموش شدن در سه سوت. سبک. راحت، سازگاری کامل با فارسی. پشتیبانی بی نقص از نیاز اولیه بشر (پخش موسیقی و اینا…)

نسخه ۲ که یه سری ایراداتی داشت و خلاصه با هر جون کندنی بود حل میشدن، اما نسخه ۳ رو که ریختم میبینم که تقریبا خالی از اشکاله. احسنت. احسنت. خیلی عالیه. خسته نباشی آقای باغومیان…

هنوز کاملا باهاش سر و کله نزدم. اما در ابتدای کار خواستم این چیز ها رو خطاب به توسعه دهندگانش بگم. البته باز هم موردی پیش بیاد میگم.

توی انجمنشون هم گفتم اینارو…

۱- gnome-scheduled-tasks یه چیز مورد نیاز بشره (!) که توی پارسیکس نیست.
۲- یادمه توی نسخه های زیر ۱ پارسیکس (!) اون قدیم ها، میشد کنترل های مدیا پلیر رو آورد توی پنل. منظورم media applet نیست. یه چیز ساده و تر و تمیز و جمع و جوری بود. حیفه که الآن نیست.
۳- vlc عالیه. نیاز هم نیست سیستم رو با سایر نرم افزار های مشابه شلوغ پلوغ کنید. اما بهتره که اسکین vlc رو عوض کنید تا رابط کاربر پسند تری داشته باشه.
۴- minbar هم باشه نباشه فرقی نداره، مگه حجمش چه قدره؟! هر کی بخواد دانلودش می کنه خب!
۵- من از اون اول با اون system monitor که توی پنل گذاشتین مشکل داشتم. یه جوری نچسبه! ظاهر کار رو خراب کرده!!
۶- برای فایل های chm چیزی وجود نداره. بهتره chmsee رو قرار بدین.
۷- openjdk هم فکر میکنم لازم باشه. یه سری نرم افزار های جاوا هست که میشه ازشون استفاده کرد. چیز خوبین…
۸- عجیبه که tomboy notes نصب نیست! به کار من که خیلی میاد. منو از کلی کاغذ ماغذ (!) راحت کرده.
۹- توی اوبونتو یه چیزی هست به نام network tools. البته لازم هم نیستا، اما باشه میشه باهاش کار کرد.
۱۰- این هم عجیبه که pppoeconf توی پارسیکس نصب نیست!!!
۱۱- یه font installer خوب برای پارسیکس قرار بدین.
۱۲- دستور sudo رو به طور پیشفرض فعال کنین. این su میره روی اعصاب آدم.
۱۳- شما که compiz رو نصب کردین خب درایورهای کارت گرافیک رو هم بذارید دیگه!! کلی nvidia من دانلود کردم!
۱۴- یه نظر سنجی بذارید اگه games لازم نیست برش دارید. من به شخصه تا حالا توی این چند سال این بازیا رو انجام ندادم…
۱۵- سر در نمیارم فایرفاکس چشه که رفتین سراغ iceweasel (املاش رو نمیدونم درسته یا نه). خب اینم که همونه. فرقشون چیه پس؟
۱۶- این pidgin plugin pack هم اگر جا شد (!) باشه بهتره…

۱۷- deluge رو به جای transmission ترجیح میدم. چون امکانات مدیریتیش خیلی بهتره.
۱۸- یه چیزی هست به نام shutter حتما شنیدین. از صفحه عکس میگیره منتها هر جوری که خودمون بخوایم. یعنی امکانات بیشتری برای عکس گرفتن از صفحه میده. مثلا selection…
۱۹- به نظر من gftp یه چیز غیر ضروری برای کاربران معمولیه. اگر کسی بخواد از ftp استفاده کنه به دردش میخوره. که البته یه addon برای فایرفاکس هست به نام fireftp که خیلی خیلی بهتر از gftp هست.
۲۰- در این مورد یکم شک دارم….: اگه من بودم به جای کل openOffice فقط یه presentation میذاشتم و یه writer. چون بقیه آنچنان به درد کسی نمیخوره. این طوری حجم دیسک خیلی کمتر میشه و میتونید چیزای کاربردی تری مثل نرم افزار های بالا رو توش بگنجونید (!). هر کس openOffice رو خواست میتونه بره CD اونو تهیه کنه… مثل microsoft office
۲۱- یک برنامه ای هست به نام mobile media convertor این فرمت های صوتی رو به هم تبدیل میکنه و بسیار کار باهاش ساده است و به نظر من که تونسته تا الآن نیاز های منو خوب مرتفع بنماید
۲۲- یه DVDrip اگه بذارید خیلی میتونه مفید باشه… بالاخره آدم دلش میخواد این فیلم هایی رو که میبینه توی حجم کمتر واسه خودش داشته باشه…
۲۳- به نظر من سیستم installer جناب پارسیکس یکم پیش پا افتاده و کم امکاناته. من از وقتی یادمه همین بوده و هست. یه طوری باشه که کاربر معمولی که میخواد پارسیکس رو نصب کنه قدم به قدم بره جلو و در قدم آخر دیگه همه چیز تموم شده باشه. نه اینکه برگرده دوباره توی منو و کلی گیج بزنه که حالا پارتیشن بندی رو من چه کار کنم و از این حرفا. بهتره همه ی این موارد در یک سریال پشت سر هم قرار بگیرن. البته این واسه کسایی که میدونن چیکار دارن میکنن مهم نیست. اما فکر میکنم یکی از پارامتر های مهم برای محبوبیت یه توزیع به حساب میاد. من یکی دو تا منابع انگلیسی که میخوندم از همین مسئله رنج می بردند…

1 2