لینوکس و من

لینوکس و من

لینوکس و من

حاصل تجربیات ما از سر و کله زدن ها با لینوکس

بایگانی

۱۱۱ مطلب با موضوع «نرم افزار» ثبت شده است

وب اپلیکیشن های کاربردی

اگر از گنوم استفاده میکنید و مرورگر Epiphany یا همون Web رو نصب دارید، میتونید سایت های کاربردی‌تون رو با چند تا کلیک به صورت یک وب‌اپلیکیشن در بیارید تا آیکن اون ها در بین برنامه ها باشن و به راحتی اون رو اجرا کنید.

برای این کار کافیه با مرورگر Web آدرس سایتی رو که میخواید بیارید، سپس از منوی مرورگر گزینه  Install Site as Web Application رو انتخاب کنید. به همین سادگیsmiley

Termux, Tor, Android

برای استفاده از Tor در آندروید، به اون صورتی که ما در اپ های مختلف بتونیم با تنظیم 127.0.0.1:9050 بهش وصل بشیم، یک راهی پیدا کردم که باهاتون به اشتراک میذارم. ما باید با استفاده از یک شبیه ساز ترمینال لینوکس (مثلا در اینجا Termux) این کار رو انجام بدیم.

  1. برای شروع، Termux رو از گوگل پلی نصب کنید و اجرا کنید.
  2. دستورات زیر رو یکی یکی در Termux اجرا کنید تا یک سری چیزهایی که لازم داریم نصب بشن
    apt install tor
    apt install nano
    apt install obfs4proxy
  3. حالا باید Bridge بگیرید تا از طریق اونها به شبکه وارد بشید. یک ایمیل با محتوای get transport obfs4 به ایمیل  bridges@bridges.torproject.org ارسال کنید و منتظر جواب بشید.
  4. حالا باید bridgeهایی که گرفتیم رو وارد فایل torrc کنیم. میتونید با فایل منیجر گوشیتون به مسیر مورد نظر برید و torrc رو ویرایش کنید. و میتونید با nano که یک ویرایشگر در محیط ترمینال هست این کار رو بکنید:
    nano /data/data/com.termux/files/usr/etc/tor/torrc
  5. محتویات زیر رو در انتهای فایل اضافه کنید. البته توجه کنید که شما باید در جلوی Bridge obfs4 از همونهایی استفاده کنید که براتون ایمیل شده. 
    برای ذخیره فایل در nano با ترکیب Ctrl + X عمل کنید. پس از تایید (y) فایل ذخیره خواهد شد.
    UseBridges 1
    ClientTransportPlugin obfs4 exec /data/data/com.termux/files/usr/bin/obfs4proxy
    
    Bridge obfs4 *** *** *** ***
    Bridge obfs4 *** *** *** ***
  6. در انتها در termux یک بار tor را اجرا کنید و منتظر بشید تا 100% رو ببینید و به شبکه وصل بشید. هر چند وقت یک بار Bridge های جدید بگیرید تا دسترسی داشته باشید. البته این نکته رو هم بگم که ISP های مختلف ممکنه Tor رو بسته باشن. مثلا من نمیتونم با ایرانسل وصل بشم. ولی با همراه اول وصل میشم.
  7. در برنامه های مختلف اگر تنظیمات پروکسی داشته باشن، میتونید با 127.0.0.1:9050 از Tor استفاده کنید. در غیر این صورت اپ هایی هستن که پروکسی کل سیستم رو تغییر میدن. البته باید گوشی root باشه.
این روز ها سینک کردن اطلاعات بین دستگاه های مختلف یک نیاز محسوب میشه. مخصوصا وقتی شما چند دستگاه با پلتفرم های مختلف داشته باشید. یکی از مسائلی که من دنبالش بودم تا یک روش ایده آل و کم درد سر براش پیدا کنم، یادداشت برداری و سینک کردن یادداشت ها در گوشی آندرویدی و لپتاپ لینوکسی ام بود. که بالاخره بعد از امتحان کردن چند نرم افزار مختلف، به Google Keep رسیدم.


همون طور که میدونید Google Keep یا به طور خلاصه Keep یک نرم افزار نوت برداری با امکانات مناسب برای آندروید داره. اما اگر بخواید یادداشت های خودتون رو در کامپیوترتون هم داشته باشید، فقط کافیه از مرورگر کروم استفاده کنید و اپ keep رو برای کروم نصب کنید. و بعد با رفتن به آدرس chrome://apps و کلیک راست روی آیکن Keep یک شورتکات در دسکتاپ یا منوی برنامه ها بسازید.
و با اجرا کردن اون به راحتی به محیط یادداشت های خودتون به صورت سینک شده دسترسی خواهید داشت. البته به شرطی که با گوگل اکانت مشترک در دستگاه های مختلف لاگین کرده باشید. این طوری دیگه فرقی نمیکنه شما از محصولات اپل استفاده میکنید یا مایکروسافت یا چیزهای دیگه.

حتما برنامه های دیگه ای هم هستند، خوشحال میشم اگر شما از روش دیگه ای استفاده میکنید در قسمت دیدگاه ها بیان کنید.

معرفی افزونه دانلود صوت و تصویر از فایرفاکس


امروز می‌خواستم یه فایل صوتی از یه سایت بگیریم که هر کاری کردم نتونستم به راحتی پیداش کنم و با دانلود منیجر پرسپولیس هم متاسفانه پیداش نکرد بخاطر همین گشتم و این افزونه فایرفاکس رو پیدا کردم که کارم رو راه انداخت گفتم شاید به درد شما هم بخوره!

اتصال دسکتاپ لینوکس با گوشی آندرویدی

قبلا در این مورد چند تا مطلب نوشته بودم، که چطوری میشه کامپیوتر لینوکسیمون رو به گوشی آندرویدیمون متصل کنیم تا بتونیم کارهای مختلفی بکنیم. از جمله
  • دریافت نوتیفیکشن های گوشی روی کامپیوتر
  • مدیریت برنامه های مولتی مدیا روی کامپیوتر توسط گوشی
  • مدیریت ماوس و کیبورد کامپیوتر توسط گوشی
اما این دفعه میخوام برنامه بسیار جالبی رو معرفی کنم که علاوه بر کارهای فوق چندین و چند کار دیگه هم انجام میده. به طوری که زندگی رو بسیار راحت تر کرده! تعدادی از کارهای بسیار خوبی که این برنامه میکنه اینها هستن:
  • دریافت نوتیفیکیشن به صورت دو طرفه!
  • سینک کردن کلیپبورد هر دو دستگاه! یعنی اگه چیزی روی گوشیتون کپی کنید، بتونید توی کامپیوتر paste کنید، و بالعکس.
  • نمایش درصد باتری گوشی در کامپیوتر
  • مدیریت فایلهای گوشی توسط فایل منیجر کامپیوتر
  • پیدا کردن گوشی توسط آلارمی که از سمت کامپیوتر بهش ارسال میشه
  • اجرای دستورات دلخواه در کامپیوتر توسط گوشی
  • ارسال و دریافت فایل به/از گوشی به سادگی هر چه تمام تر.
  • دریافت نوتیفیکیشن پیامک و تماس، و حتی ارسال پیامک از طریق کامپیوتر!
این برنامه در دسکتاپ KDE بسیار معروفه و اسمش هست KDE Connect. اما برای دسکتاپ گنوم هم اومدند بر پایه اون یک اکستنشن تولید کردند به نام GSconnect که میتونید به راحتی از سایت افزونه های گنوم نصبش کنید. از سایت گیتهاب هم میتونید آخرین و تازه ترین نسخه این افزونه رو دانلود کنید.

نکته قابل توجه این افزونه اینه که به هیچ یک از پکیج های دسکتاپ KDE نیاز نداره! اما برای اینکه همه امکاناتش درست کار کنند، چند تا پیش نیاز داره که میبایست از مخازن توزیع خودتون نصبشون کنید. لیست این موارد رو میتونید اینجا ببینید. که البته اکثر اونها احتمالا نصب هستند، فقط ممکنه sshfs رو نصب نداشته باشید که برای انتقال فایلها لازمه.


مراحل نصب:

  1. اول از همه افزونه رو از سایت گنوم نصب کنید. و برای دسکتاپ KDE هم که باید اپ خودش رو نصب کنید.
  2. دوم باید برنامه KDE Connect رو از گوگل پلی در گوشی خودتون نصب کنید.
  3. باید هر دو دستگاه به یک شبکه وصل باشند. مثل هر دو به مودم wifi شما وصل باشن.
  4. اگر فایروال روی لینوکستون دارید باید پورت های kde-connect رو باز نگه دارید. اگه نمیدونید چطوری، سرچ کنید.
  5. اگر vpn روی گوشی دارید خاموش کنید
با باز کردن برنامه روی گوشی، لیست دستگاه هایی که kde-connect رو دارند نمایش داده میشه. تنظیمات مختلف رو میتونید در اپ برنامه در گوشی و همچنین در افزونه گنوم ببینید و به دلخواه خودتون فعال/غیر فعالشون کنید.

نرم افزاری برای نمایش تصاویر پزشکی

این مطلب مربوط به گروه پزشکی میشه که از سیستم عامل لینوکس برای کامپیوتر خودشون استفاده میکنند. که احتمالا تعدادمون در ایران به اندازه انگشتان یک دست هم نباشه!
 
در بیمارستان ها و مراکزی که گرافی های پزشکی میگیرند، مثل MRI، CT و ... معمولا یک CD میدن که تصاویر در اون CD وجود دارند. اما به فرمت خاصی به نام DICOM که باید با نرم افزار خاصی که درون اون CD هست باز بشن. قاعدتا نرم افزاری که قرار داده شده برای ویندوزه. امروز یکی از این CD ها به دستم رسیده بود و تصمیم گرفتم اون رو در لینوکس باز کنم. یعنی نرم افزار مخصوصش رو برای لینوکس پیدا کنم و از wine استفاده نکنم.
 
 
چند تا نرم افزار اوپن سورس وجود دارند که تصاویر DICOM رو باز میکنن و اصلا برای همین منظور تولید شده اند. من شش هفتایی رو امتحان کردم و دست آخر Aeskulap رو گزینه مناسبی برای این کار دیدم. چون هم بسیار کم حجمه، و هم با اینکه آخرین نسخه اش مال سال ۲۰۰۶ هست مشکلی در dependency پیش نیومد. مابقی یا به خاطر قدیمی بودن موفق به نصب نشدم، یا کارایی لازم رو نداشتن. 
البته یک پروژه دیگه ای به نام Ginkgo وجود داره که به نظر خیلی ابزار حرفه ای برای این کار میاد ولی چون حجم بالایی داشت (نسبت به Aeskulap) تلاشی برای نصبش نکردم.
 
برای نصب Aeskulap هم میتونین به سایت خود پروژه مراجعه کنین و سورس رو دانلود و نصب کنید و هم در توزیع های آرچی به راحتی از AUR نصب کنید
aourt -Ss aeskulap

 

برنامه vidcutter برای لینوکس

برنامه vidcutter یک برنامه مولتی پلتفرم در زمینه ویرایش ویدیو ها است. ابزار ساده و در عین حال کاربردی ای است برای بریدن و یا وصل کردن ویدیوها. و برخلاف OpenShot که یک برنامه حرفه ای ویرایش ویدیو است، vidcutter تنظیمات پیشرفته ای نداره و فقط برای همین منظور ساخته شده.

 
برای نصب این برنامه در توزیع های مبتنی بر Arch میتونید از AUR استفاده کنید و بسته vidcutter رو نصب کنید. برای توزیع های مبتنی بر اوبونتو هم میتونید از این طریق عمل کنید:
 
udo add-apt-repository ppa:ozmartian/apps
sudo apt-get update
sudo apt-get install vidcutter

البته این برنامه در Flathub و Snap هم وجود داره و از اون روش ها هم نصب میشه. برای توضیحات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید

تنظیم خودکار نور مانیتور از طریق وبکم

خیلی وقت بود به این فکر میکردم که کاش میشد مثل گوشی ها که بوسیله سنسور، نور صفحه بصورت اتوماتیک تنظیم میشه، در لپتاپ هم همین اتفاق بوسیله وبکم بیفته. چند تا ابزار برای این کار وجود داره، اما برای من clight تونست کارش رو درست انجام بده.
clight هر چند دقیقه (که قابل تنظیم هست) چند تا عکس از وبکم میگیره و بر اساس اون نور مانیتور رو تنظیم میکنه. این طوری وقتی اطراف شما روشن باشه، مثلا روز باشه یا چراغ روشن باشه، نور صفحه رو بیشتر میکنه و وقتی اطرافتون تاریک باشه نور صفحه رو کم میکنه. شدت کم و زیاد کردن نور هم توسط فایل کانفیگ قابل تعیین کردنه. 
برای نصب clight در توزیع های آرچی میتونید از AUR استفاده کنید
 
yaourt -S clight-git 
بعد از اینکه نصب تموم شد، باید فایل کانفیگ پیشفرض رو به فولدر یوزر خودمون کپی کنیم تا بتونیم تنظیمات اختصاصی خودمون رو داشته باشیم
cp /etc/default/clight.conf ~/.config/clight.conf 
در فایل کانفیگ میتونین چیز های مختلفی رو تعیین کنین.
 
در قسمت TIMEOUTS مشخص میکنین که فاصله بین عکس گرفتن ها در حالت باتری/شارژ هر چند ثانیه باشه.
در قسمت GAMMA یه چیزی شبیه به redshift یا Gnome night light هست که میتونین تنظیماتش رو انجام بدید.
در قسمت DISABLE MODULES میتونین ماژول های clight رو غیر فعال کنید. مثلا من gamma و dimmer رو غیر فعال کردم. چون گنوم خودش این کار رو برام میکنه. کافی علامت # رو از ابتدای خط مورد نظر بر دارید.
در قسمت BACKLIGHT CURVES تعیین میکنید که شدت تغییر نور چقدر باشه. من چون کلا دوست دارم نور مانیتور کم باشه این مقادیر رو برای خودم تعیین کردم:
ac_brightness_regression_points = [ 0.0, 0.05, 0.08, 0.11, 0.13, 0.16, 0.19, 0.21, 0.24, 0.27, 0.30 ]; batt_brightness_regression_points = [ 0.0, 0.05, 0.08, 0.11, 0.13, 0.16, 0.19, 0.21, 0.24, 0.27, 0.30 ];
توجه کنید که علامت # رو باید از ابتدای این دو خط بر دارید. 
 
حالا برای اجرا شدن clight کافیه در خط فرمان تایپ کنید clight -c و همچنین میتونید یک کیبورد شورتکات هم برای این دستور تعیین کنید تا هر بار که خواستین نور مانیتور بر اساس محیط اطراف تعیین بشه به راحتی با فشردن شورتکات این اتفاق بیفته.
 
برای اینکه بتونین شدت نور رو در محیط تاریک و روشن برای چشم خودتون تعیین کنین میتونین دستتون رو روی وبکم بگیرین و شورتکات رو بفشارید! و بعد با کم و زیاد کردن عدد های بالا، نور دلخواهتون رو مشخص کنید.
 
در قسمت های دیگه هم توضیحات نوشته شده. میتونید بخونید و اون چیزی رو که میخواید بدست بیارید.



تماشای فیلم و پخش موسیقی یکی از اصلی ترین سرگرمی هایی هست که کامپیوتر ها برامون فراهم میکنن.موزیک پلیر های زیادی در دنیای لینوکس وجود دارن که میتونید اونهارو روی سیستمتون نصب کنید و از اونا استفاده کنید.تو این پست به بررسی 4 تا از بهترین اونها میپردازیم.

۱-clementine


یک موزیک پلیر اوپن سورس و بسیار محبوب در دنیای لینوکس که با QT نوشته شده.این موزیک پلیر به خاطر رابط کاربری کاربرپسندش معروفه.
صفحه اصلی این موزیک پلیر به ۳ بخش تقسیم میشه.ترک ها در بخش اصلی لود میشن,در پایین گزینه های کنترلی مثل پاوز و پلی وجود داره و متن آهنگ هم در پایین سمت چپ به نمایش درمیان.
همین استایل ۳ بخشی هست که این موزیک پلیر رو قدرتمند کرده.این موزیک پلیر همچنین دارای یک search box هست که میتونید اسم آهنگ,آلبوم یا هنرمند مورد نظرتون رو سرچ کنید.
همچنین میتونید به راحتی اطلاعات یک آهنگ رو ویرایش کنید.
این موزیک پلیر همچنین به شما امکان دریافت متن آهنگ ها رو هم میده و اطلاعاتی از خواننده هم در اختیارتون میزاره.

نقاط قوت:

  • رابط کاربری ۳ تکه
  • رابط کاربری ساده
  • امکان به نمایش در آوردن متن آهنگ . اطلاعات خواننده

میتونید با دستور زیر این موزیک پلیر رو روی اوبونتو نصب کنید.

 $ sudo apt install clementine

2-Amarok



Amarok موزیک پلیر پیش فرض کی دی ای هست.این موریک پلیر اوپن سورس سالها برای لذت بردن کاربران لینوکس از موسیقی تلاش کرده حتی بعد از اینکه محبوبیتش رو در سالهای اخیر از دست داده.
این موزیک پلیر هم ۳ بخش داره.بخش مرور پلی لیست ها,بخش مرور آرشیو ها و صفحه اصلی پلیر.
یکی از جذابترین ویژگی هاش اینه که به صورت خودکار ویکی پدیا رو سرچ میکنه و اطلاعات خواننده و متن آهنگ رو در صورت در دسترس بودن,نمایش میده.
امیدواریم توسعه دهنده های این ابزار مفید دوباره روش تمرکز کنن تا بتونه محبوبیت گذشتش رو به دست بیاره.

نقاط قوت:

 

 

  • -پشتیبانی از اکثر فرمت های صوتی
  • جستجوی اتوماتیک در ویکیپدیا برای اطلاعات خواننده و آهنگ
  • -شامل اکولایزور و بسیاری از پلاگین های کاربردی دیگه


میتونید با دستور زیر این موزیک پلیر رو روی اوبونتو نصب کنید.

 $ sudo apt install amarok


3-Rhythmbox



Rhythmbox سومین موزیک پلیر این لیست هست.موزیک پلیری که میشه گفت اکثر کاربران لینوکس اسمش رو شنیدن.
موزیک پلیر بسیار محبوبیه چون بسیار انعطاف پذیره و میتونید با نصب پلاگین های مختلف اونرو طبق سلیقه خودتون شخصی سازی کنید.
صفحه اصلی این موزیک پلیر به دو بخش تقسیم میشه.آرشیو ها در سمت راست لود میشن که میتونین با استفاده از گزینه import آهنگ های جدیدی هم به اونها اضافه کتید.در بخش بالای صفحه اصلی هم دکمه های کنترلی وجود دارن.

نقاط قوت:

 

 

  • میتونه حتی به عنوان یک سرور DAPP عمل کنه.
  • بسیار انعطاف پذیره و از پلاگین های زیادی پشتیبانی میکنه.


میتونید با دستور زیر این موزیک پلیر رو روی اوبونتو نصب کنید.

 $ sudo apt install Rhythmbox


4-QMMP


اگه طرفدار یک موزیک پلیر کوچیک و سبک همراه با رابط کاربری ساده هستین QQMP برای شما ساخته شده.موزیک پلیری بسیار محبوب و کوچک که برخلاف بقیه موزیک پلیر ها که یک پنجره بزرگ با جندین بخش در اختیارتون قرار میدن,فقط یک پنجره کوچیک ساده براتون فراهم میکنه.
این موزیک پلیر کوچیک حتی یک اکولایزور هم در اختیارتون قرار میده.همچنین بسیار انعطاف پذیره و میتونید اونرو به راحتی شخصی سازی کنید.
این موزیک پلیر از اکثر فرمت های صوتی پشتیبانی میکنه.

نقاط قوت:

 

 

  • رابط کاربری ساده و کوچک
  • بسیار سبک و آسان در استفاده
  • شتیبانی گسترده از تم ها


میتونید با دستور زیر این موزیک پلیر رو روی اوبونتو نصب کنید.

 

$ sudo add-apt-repository ppa:forkotov02/ppa
$ sudo apt-get update
$ sudo apt-get install qmmp qmmp-plugin-pack

این موزیک پلیر بر پایه QT4 هست و برای اجرای اون باید نسخه اوبونتو شما 16.04 یا بالا تر باشه.

امیدوارم لذت برده باشید :-)
نظرات وتجربیاتتون در استفاده از این موزیک پلیر هارو برامون بنویسید یا اگه جای موزیک پلیری در این لیست خالیه,به ما بگید تا اضافه کنیم. :-)

 

نصب برنامه های ویندوز روی لینوکس، ساده تر از قبل

احتمالا wine رو میشناسید! پروژه ای که کمک میکنه تا برنامه های ویندوزی رو روی لینوکس نصب و استفاده کنیم. که البته درد سرهای خودش رو داره. احتمالا Flatpak رو هم میشناسید! پروژه ای که شروع شد تا نرم افزارهای لینوکسی راحت تر نصب بشن و یه جورهایی همه چیزایی که برای اجرا شدن لازم دارن رو با خودشون داشته باشن. این جوری دیگه احتمال مشکلات dependency بسیار کاهش پیدا میکنه و خلاصه اینکه خیلی زندگی راحت تر میشه!


حالا اگر این دو تا رو با هم ترکیب کنیم چی میشه؟! میشه پروژه ای به نام Winepak که تلاش میکنه برنامه های ویندوزی رو به کمک wine و با روش Flatpak به لینوکس بیاره. اینجوری دیگه دردسرهای wine رو نخواهیم داشت.
روش استفاده از winepak در اینجا و همچنین در سایت خودشون شرح داده شده.