لینوکس و من

لینوکس و من

لینوکس و من

حاصل تجربیات ما از سر و کله زدن ها با لینوکس

بایگانی

۲ مطلب در آبان ۱۳۸۸ ثبت شده است

نصب اوبونتو روی هارد اکسترنال

بالاخره اوبونتو روی هارد اکسترنال نصب شد و بالا اومد! اما چه جوری؟خب مشکل این بود که بوت لودر (گراب) بعد از نصب روی هارد اکسترنال error 17 میداد! اما این بار ببینید چی کردم:هارد اکسترناله رو از نو پارتیشن بندی کردم و یه درایو برای root و یه درایو برای home و یکی برای swap و بقیه fat32. (قبلا یکی هم واسه بوت لودر کنار گذاشته بودم) . این دفعه HDD رو دیگه جدا نکردم…. در مرحله آخر نصب اونجا که دیگه باید دکمه install رو بزنیم، یه قسمتی هم داره به نام advanced تا به حال دقت نکرده بودم اون چیه! خب کلیکش کردم و دیدم اون جا است که میتونی تعیین کنی بوت لودر کجا نصب بشه. و من هم گفتم که برو روی sdb5 که پارتیشن لینوکسیه بریز. … نصب انجام شد، … اما موقع بوت این دفعه error 15 داد! و من خونسردی خود را حفظ نموده و فحش ندادم! چون شماره خطا ۱۵ بود نه ۱۷! دو باره با لایو بالا اومدم و گراب رو به طور دستی نصب کردم. البته دیگه قبل از این مرحله HDD رو جدا کردم. گراب این جوری تعمیر میشه. با این دستورات:sudo chroot /grubroot (hd0,4)setup (hd0)quitمنظور از (hd0,4) اینه، یعنی پارتیشن شماره ۵ از دیسک شماره ۰ که میشه sda5 یا hda5 … یعنی جایی که گراب قبلا نصب شده. این کار هم تموم شد و restart کردم. و در کمال باوری (!) اوبونتو پدیدار شد و من خوش حال شدم. و یه سری تنظیمات و اینارو انجام دادم و چه عالی الآن!یه درخواست دارم ازتون. هر کی کنار لینوکسش یه ویندوز هم داره، لطف کنه اون چند خی که توی منوی گراب تو فایل /boot/grub/menu.lst مربوط به ویندوزه برام اینجا کامنت بذاره. چون میخوام بذارمش توی گراب این هارد اکسترناله، که اگه روی یه کامپیوتر دیگه خواستیم امتحان کنیم بتونیم ویندوزشو این جوری هم بیاریم. میشه دیگه نه؟ فوقش دو تا براش option میذاریم یکی واسه درایو c یکی هم dآقای جادی من اون فایل رو درست میکنم مزاحمتون میشم حتما. پیشاپیش ممنون!از پیگیری های یه انقلابی عزیز هم متشکرم….

اما رفتم جشن انتشار

بالاخره پس از کش و قوس های بسیار اندرونی (!)  رفتم جشن انتشار اوبونتو. بذارید تعریف کنم…بعله… ساعت ۹:۱۵ داخل سالن بودم. برنامه هم تقریبا همون موقع شروع شد. دنبال دوستم یه انقلابی می گشتم تا ببینمش، از چند نفر هم پرسیدم، اما نمیشناختنش. آخه اون مقاله ی نرم افزار آزادشو داده بود بنده ویراستاری کردم، میخواستم ببینمش که نشد… اعلام برنامه کردن و آقای هومن مهر اومد اول در مورد نرم افزار آزاد صحبت هایی کرد، بعد مجید سلامت که از اصفهان اومده بود در مورد ویژگی های جدید اوبونتو کوالا یه چیزایی گفت… محمد رضا میردامادی (آقای مجری) هم در مورد کوبونتو یه چیزایی گفت، بعد خانم خانی آمد در مورد embeded ubuntu صحبت های جسته و گریخته ای کرد و من نفهمیدم ربطش با جشن انتشار اوبونتو ۹.۱۰ چیه! اما توجهم جلب شد ببینم این تکنولوژی چیست؟یه استراحتی دادند و یک عدد رانی هم بهمون دادند تا حال بیاییم. در این زمان سوال و جواب در بین افراد در سالن انجام میشد و بنده یک سوال کردم که به جایی نرسید! یعنی حل نشد!آقای حسن پور رئیس کاربران لینوکس ایران آمدند و ۲۰ دقیقه ای در مورد برنامه های گروه صحبت کردند. اما فقط ۲۰ دقیقه!!آقای هومن مهر دوباره تشریف آوردند و در مورد تفاوت های ویندوز و لینوکس و مزایا و معایب استفاده از هر کدوم رو توضیح دادند و فهمیدیم در این جا که ایشان نیمه ی اول دهه چهارم زندگی خود را سپری میکند و او ما را جوان خواند!روزبه شفیعی هم از اصفهان آمده بود و در مورد محیط پلاسمای KDE یه سری کلیپ نشون داد و همه به وجد آمدند… (به نظر من خیلی طولش داد)بعد آقای سلامت بار دیگر آمد و در مورد محیط gnome و سفارشی سازی با compiz یه سری کلیپ نشون داد که همه خیلی به وجد اومدند!و در این جا برنامه خاتمه یافت! البته موقع نهار هم نفری یه ژامبون و نوشابه در یکسری ساک های کوچولو مهمونمون کردند. دستشون درد نکنه…   وقتی سخن رانی ها تموم شد گفتند کارگاه آموزشی هست برید بالا برگزار میشه.ما رفتیم دیدیم خدایا خداوندا این کارگاه آموزشیه؟! یه دونه کامپیوتر گذاشته بودند یه گوشه و ملت دورش جمع بودند و سوال میپرسیدند! و هر کسی با هر کسی حرف میزد و میچرخید و … من نفهمیدم هدف این کارگاه چی بود واقعا! یه چند تا کامپیوتر میذاشتن، یاد میدادن اوبونتو رو نصب کنن، چه طوری اون حرفایی که توی کنفرانس زدن پیاده کنیم… بالاخره یه چیزی یه حرکتی که بشه اسمشو گذاشت کارگاه!ولی خب… اولین تجربه ی این کارگاه بود، بعد از این که نظرات جمع شد دفعه ی بعد این کار بهتر انجام میشه. بنده هم یه سری پیشنهاد داشتم که گفتم، مثلا این که به آقای حسن پور گفتم یه سیاره ی اوبونتو هم اگه باشه خیلی خوب میشه…. یا مثلن یه دفتر یادگاری حد اقل میذاشتن که به عنوان یادگاری از این جشن های انتشار بمونه.در این کارگاه باز چند تا سوال پرسیدم که باز هم جواب درستی نگرفتم!…روی هم رفته دستشون درد نکنه، کار واقعا انرژی گیریه، هماهنگی میخواد، چی میخواد… شرکت داتک هم که حامی گروه کاربران ایرانی اوبونتو شده بود، و از این نظر کیفیت کار بالا بود، یه لیوان دادن که روش آرم داتک و اوبونتو چاپ شده بود، CD اوبونتو هم از طرف داتک داده شد، فروشگاه sito هم DVD های اوبنتو رو پخش میکرد…فقط به نظر من اشکال اساسی ای که این جشن داشت، این بود که اصلا شبیه جشن نبود! خیلی رسمی بود. درست عین همایش یا سمینار هایی که آدم میره. یه عده اومدن صحبت کردن و بقیه هم دست زدن! کیکشون هم من فقط چند ثانیه دیدم، بعد اصلا نمیدونم چی شد!اشکال اساسی ترش این بود که  — توجه کنید ما میگیم جشن انتشار اوبونتو ۹٫۱۰ — ولی به نظر من قسمت زیادی از وقت صرف معرفی خود لینوکس و و خود اوبونتو شد و به اوبونتو ۹.۱۰ خیلی کم پرداخته شد. و خود من به شخصه با ویژگی های جدید اوبونتو ۹.۱۰ اصلا آشنا نشدم و فقط فهمیدم چند تا نرم افزار جدید روش اومده و سرعت بوتش زیاد شده. همین! صحبت از محیط پلاسما و compiz به اون تفصیل اصلا نیاز نبود، لازم بود یکم صحبت بشه اما اونا ربطی به اوبونتو ۹.۱۰ نداشتند که اون همه در موردش وقت گذاشته بشه!یه پیشنهادی هم دارم. این که میتونستن یه سری کالا های تبلیغاتی مثلا تی شرت و ساعت و جا کلیدی و از این جور چیزا اون جا بذارن تا بچه ها اونا رو بخرن تا این جوری هم فضا دوستانه تر میشد و هم یه جوری یکم money به حساب گروه میرفت.و در پایان از تمام کسانی که با هم یاری کردند تا این مراسم برگزار بشه تشکر میکنم. روزشم خوب انتخاب کرده بودند، اما ساعتش خیلی زود بود! چون من از قزوین چه جوری پاشم ۶ صبح سوار شم برم تهران؟! یا اون بنده ی خدایی که از زنجان اومده بود؟!والسلام علیکم و رحمت الله.